برچسب:
نویسنده: آرتمیس رحیمی
مدت هاست، افکار منفی ای ندارم، غیبت نمیکنم، سرم به کار خودم گرمه و کاری به دیگران ندارم. حالمم خیلی خوب بود و هست این چند سال
تا اینکه جمعه گذشته رفتم مهمونی و انقدر جو مسموم بود، انقدر همه چسناله، غیبت فلان و بهمان
که احساس میکنم روی بدنم تاثیر گذاشت و مریض شدم!
نوشته شده در دوشنبه ششم تیر ۱۴۰۱ساعت 17:10 توسط Yeefer|
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رحیمی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رحیمی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رحیمی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رحیمی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رحیمی
سلام- رباط صلیبی و مینیسکم پاره ست و بخاطرش پی آر پی تزریق کردم. زانوم هم غضروف نداره. از اون روز که پی آر پی تزریق کردم پام خیلی درد میکنه. دکتر که دید گفت روندش خوبه و بهم تمرینات ورزشی داده. حرکاتش خوبه ولی دردم میگیره. گفت بهم که سه ماهه میتونه خوبم کنه و منم بهش امیدوارم.
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم آبان ۱۴۰۰ساعت
15:38 توسط Yeefer|
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رحیمی
سلام - حرفم نمیاد ، خیلی حرف ها دارم بزنم البته ولی نوشتنم نمیاد امروز به وبلاگ سارا سر زدم و دیدم که راجع به اینکه چرا این وبلاگ رو زده نوشته، فکر کردم که من چرا وبلاگ زدم؟ خب اوایلش که بچه بازی بود، تم های غمگین بی خود میذاشتم با شعرهای به نظر خودم خفن و خاله بازی میکردم به اصطلاح، بعد که بزرگتر شدم و اتفاقات بیشتری رخ میداد که یا ناراحتم میکرد یا روتین زندگیم بود رو تصمیم گرفتم بنویسم، بیشترش هم البته غر بوده و هست! برای اینکه حرف هایی که نمیخواستم کسی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رحیمی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رحیمی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رحیمی