ببار ای برف
-
تاریخ: 1401/11/29 ساعت: 13:36
به من میگفت برف را دوست دارهبه من میگفت اگه آروم ببارهبه من میگفت که این برف زمستونهمین که آب بشه اونوقت "بهاره". نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۱ساعت 10:25 توسط Yennefer| Adblock test (Why?)
Where I am, who I am
-
تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 0:03
Where I am, who I am سلاممن از طریق آی پی کشورهای دیگه میتونم بلاگفا رو باز کنم! شما چطور؟ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آبان ۱۴۰۱ساعت 20:56 توسط Yennefer| Adblock test (Why?)
بلاگ
-
تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 0:03
جناب بلاگفا!فکر نمیکنید وقت این رسیده دشمنی با مجموعه بیان رو کنار بذارید تا ما بتونیم وبلاگ های مورد علاقمون رو لینک کنیم؟ نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی ۱۴۰۱ساعت 18:41 توسط Yennefer| Adblock test (Why?)
یک غر ساده!
-
تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 0:03
بلهتقریبا شش ماه میشه که من از گروه دوستام اومدم بیرون، و تلاش کردم خیلی باهاشون در ارتباط نباشم بنا به دلایل محکمی که برای خودم دارم. توقعی هم نداشتم که کسی بخواد حالم رو بپرسه یا هرچی. (چیزی که اونها توقعش رو دارن، چون هربار که از گروه لفت میدادن حالشون بد بود فلان و بهمان) بعد از شش ماه، یکیشون ک...
سلام
-
تاریخ: 1401/7/6 ساعت: 1:47
مدت هاست، افکار منفی ای ندارم، غیبت نمیکنم، سرم به کار خودم گرمه و کاری به دیگران ندارم. حالمم خیلی خوب بود و هست این چند سالتا اینکه جمعه گذشته رفتم مهمونی و انقدر جو مسموم بود، انقدر همه چسناله، غیبت فلان و بهمانکه احساس میکنم روی بدنم تاثیر گذاشت و مریض شدم! نوشته شده در دوشنبه ششم تیر ۱۴۰۱ساعت 1...
معاینه از راه دور
-
تاریخ: 1401/7/6 ساعت: 1:47
سلامبه سیامک نظرم رو راجع این مریضی گفتم و گفت که اتفاقا منم میخواستم همینو بهت بگم! چقدر هم نظر آخه؟رفتم درمونگاه دکتر زحمت کشید از راه خیلی دور گلوم رو چک کرد گوشمم نگاه کرد، گفت چیا خوردی؟ گفتم شربت زوفا و آبنبات سرماخوردگی، سوپ و دمنوش و شیربرنجگفت همینارو ادامه بده چیزیت نیست، ولی بهت آمپول مید...
آپدیت
-
تاریخ: 1401/7/6 ساعت: 1:47
سلام- چطورید عزیزان؟ خوب و خوش هستید؟ گفتم بیام یکم صحبت کنم که صبحت کردن خونم افتاده، جونم براتون بگه انقدر اتفاقات زیادی افتاده که اصن نصفیاش رو یادم نمیاد پس به اون مهم هایی که هنوز توی ذهنم هست میپردازم:- تیرماه بهم خوش گذشت، بعد از اون ماجرای مریضی، تصمیم گرفتم از گروه دوستام بیام بیرون، و تقری...
این کاربر به روز میشود!
-
تاریخ: 1401/2/25 ساعت: 15:54
سلام- الان که اومدم اینجا، بیرون خونه جنگ جهانی چهارم رخ داد و الان در صلح به سر میبرن ظاهرا، هنوز تعداد کشته ها و زخمی ها معلوم نیست. چیزی که مشخصه اینه که کشته و زخمی ها رو جابجا کردن و الان عده ای با قابلمه و قاشق در حال سابیدن مغز ما هستند. جدا قدیمی ها چگونه این همه سر و صدا رو تحمل میکردن؟ بله...
1401
-
تاریخ: 1401/2/25 ساعت: 15:54
یکی از خوبی های عید اینه که وقتی حوصله کسی و نداری و نمیخوای ببینیش میتونی بهش بگی که مهمون دارین نوشته شده در شنبه ششم فروردین ۱۴۰۱ساعت 15:0 توسط Yennefer| Adblock test (Why?)
و این پای بد قلق!
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 10:15
سلام- پای بنده سر ناسازگاری داره و واقعا درد میکنه. همین الان که دارم اینارو مینویسم هم یک دردی محدوده ی بالا و پایین و خود زانوم رو در برگرفته :) . هفته گذشته رفتم دکتر که آسیب شناس ورزشی و ایناست. خیلی از فوتبالیست ها و ورزشکارها دیدم رفتن پیشش که یکی از اونا سیاوش یزدانی همیشه مصدوم بود و چون الا...
رباط
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 10:15
سلام- رباط صلیبی و مینیسکم پاره ست و بخاطرش پی آر پی تزریق کردم. زانوم هم غضروف نداره. از اون روز که پی آر پی تزریق کردم پام خیلی درد میکنه. دکتر که دید گفت روندش خوبه و بهم تمرینات ورزشی داده. حرکاتش خوبه ولی دردم میگیره. گفت بهم که سه ماهه میتونه خوبم کنه و منم بهش امیدوارم. نوشته شده در پنجشنبه...
پرژین
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 10:15
این همه وبلاگ آخه چیکار به وبلاگ پرژین داشتین؟ مگه چی مینوشت این دوست عزیز من؟؟پرژین جان لطفا اگه اینجا رو میخونی و به آدرس جدیدی نقل مکان کردی من رو هم در جریان بذار. نوشته شده در جمعه پنجم آذر ۱۴۰۰ساعت 19:49 توسط Yennefer| Adblock test (Why?)
حرفم نمیاد!
-
تاریخ: 1399/8/17 ساعت: 2:26
[unable to retrieve full-text content]سلام - حرفم نمیاد ، خیلی حرف ها دارم بزنم البته ولی نوشتنم نمیاد امروز به وبلاگ سارا سر زدم و دیدم که راجع به اینکه چرا این وبلاگ رو زده نوشته، فکر کردم که من چرا وبلاگ زدم؟ خب اوایلش که بچه بازی بود، تم های غمگین بی خود میذاشتم با شعرهای به نظر خودم خفن و خاله ...
این روزها
-
تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 23:10
سلاممن از شنبه موندم خونه و فردا هم نمیرسم سرکار، یکم مریض احوال شدم، بدنم ضعف داره و منم از این موقعیت استفاده کردم که نرم شرکت. دوست پسرم هم که بچه خودشو کشت کلی قرص و شربت و ویتامین سی گرفته برام،
دورکاری
-
تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 23:10
سلاممن همچنان خونه ام و مدیرم لطف کرد بهم دسترسی ریموت داد و من الان راحت وصل میشم شرکت و به کارام میرسم. ولی همچنان حرص میخورم از اینکه یه سری همکارا رو بزوووور باید بهشون یه چیزهایی رو بفهمونی که کا
و این قرنطینه دوست نداشتنی
-
تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 23:10
سلام چطورید؟سال نو مبارکتون باشه، چه خبرا؟ خوش میگذره تو قرنطینه بهتون؟ برای من که به شدت خسته کننده شدهxa0 دیگه با امروز یک ماه شد که من قرنطینه هستم و فقط یک بار رفتم زباله گذاشتم تو سطل زباله روبروی
کلاه قرمزی
-
تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 23:10
سلام بچه ها چطورید؟چه خبرهااا؟xa0-اول اینکه بهار خانم اگه اینجا رو میخونی میشه بگی چرا وبلاگت رو پاک کردی؟؟؟- دوم اینکه از شنبه رفتم سرکار ولی گفتن تا 2 بمونید بعدش برید خونه قرنطینه بشید! همون ماجرای ق
این وبلاگر یک قلاب باف حرفه ای آینده است.
-
تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 10:34
سلااااام چطورید؟-اگه میبینید اینجوری سلام میکنم چونکه جدیدا فن صدف بیوتی شدم، چقدر این بشر انرژی مثبت داره و چقدر خوشم میاد به آدمایی که مسخرش میکنن اهمیتی نمیده و کلا خیلی باهاش حال میکنم دیگههه- این
خودنشناسی
-
تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 10:34
آقااااین لینکه رو خودم دوباره زدم 3 تا غلط داشتم =))))) فک کننن
در عجبم از اینکه آیا مغزی وجود دارد؟
-
تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 10:34
سلامواقعا دلم میخواد بدونم آیا مغزی در سر صاحبان این شرکت وجود دارد؟ هفته پیش که خبر آنچنانی ای نبود ما رو تعطیل کردن، الان که میگن این داستان بیشتر شده و باید بیشتر احتیاط کنی بزور مارو کشوندن سرکار!